میهمان گرامی ، خوش آمدید . عضــویت




رتبه موضوع:
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5

تیم پرقدرت ارشد

#21
بله عزیزم
برای ساختمان کتاب مقسمی کتاب کاردانی به کارشناسی کافیه ولی برای محکم کاری ارشد خوبه
ولی پیشنهاده من همون کتاب کاردانی به کارشناسی و 20 آزمون مقسمی و کنکورای ارشد انفورماتیک و دکتری
برای C کتاب مقسمی
برای آمار کتاب مقسمی رو کنکور قبل خوندم کاردانی به کارشناسی ولی به نظر من کافی نیست یعنی بهتره با ی کتاب دیگه جایگزی شده کتاب آمار زیستی رو نخوندم که در موردش بتونم نظری بدم ولی هر چی خوندین فقط تست مکمل میتونه باشه
برای ریاضی کتاب نیکوکارو تهیه کردم که 3 جلده و ماشالله زیادی جامعو کامله اگر کتاب کم حجم تری وجود داره از اون استفاده کنید
زبانم فعلا من 504 و تست های کنکور سالای قبلو میخوام بخونم
برا مدیریت هر چی دستم بیاد میخونم فعلا جزه برنامه ام کتابای مقدسی وابدلهاک و صدوقی و واگر و قاضی سعیدی تا ببینم چی پیش میاد
خدایا تو ظرفیته منو میدونی بیشتر از توانم امتحانم نکنRose

#22
شما چطور از منابعت بگو از برنامت بگو
خدایا تو ظرفیته منو میدونی بیشتر از توانم امتحانم نکنRose

#23
عزیزم من هم ساختمان و برنامه و زبان مثل شما -
ریاضی کتاب از کتابخونه میخوام بگیرم شاید مدرسان برای کنکور سراسریش باید نگاه کنم خوب البته
هنوز نرفتم
آمار هم هیچی ندارم پارسال فقط تستاشو خوندم
مدیریت هم پارسال تست زدم
باید برم خرید
#24
بچه ها داشتم ی مطلب جالب رو میخوندم حیفم اومد اینجا اونو مطرح نکنم چون ی جورایی شبیه طرز فکر خودمه اونجاهایی که مربوط به همون مطلبه توی پرانتز میزارم که بدونین مشکل همه ما توی درس خوندن چی میتونه باشه ،راستی ی چیزی این کتاب چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد؟ رو حتما بخونین چند صفحه اولش زیاد جذاب نیست ولی واقعا مشکلات خیلی از ما رو به زبون خیلی شیرین برامون قابل درک و حل شدنی نشون میده حتما بخونین

خب داشتم میگفتم ایراد ما توی کارامون چیه؟اول شاید نداشتن هدف باشه فرض کنین که مشکل نداشتن هدف توی زندگی برطرف شد و من ی چیزی برا خودم تعریف کردم به اسمه هدف حالا هدف همه ما قبولی در دانشگاه اونم مقطع ارشد این هدفه کوچیک و کاملا دس یافتنیه
دومین مورد انگیزست اینارو مطرح کرده بودم و سومی برنامه ریزی چندتا مطلب دارم که اکثرا با تجربه به دست اومده در مورد برنامه ریزی که دوس داشتم اونارو اینجا بگم شاید به درد کسی خورد
(اولین قدم توی برنامه ریزی : داشتن یک حس اعتماد به نفس و ایمان داشتن به توانایی های خودمون با لطف خداست از نظر روانشناسان کسانی که از همون اول اعتقاد دارند درس می خونن اما قبول نخواهند شد مطمئن باشن که قبول نمیشن پس خیلی مهمه درس بخونین و امید به قبولی داشته باشین)
و دقیقا گام دومی که توی این مطلب خوندم مشابه اون چیزی بود که توی ذهن منه دومین گام توی برنامه ریزی اینه که ساعات روز مشخص باشه از همین الان تا کنکور ارشد ما کلی وقت داریم و اگه به کوچک ترین بازه زمانی فکر کنیم اون یک روز از همین روزه باید برا خودم تعریف کنم من توی یک روز که 24 ساعته چقدر وقت دارم،چقدر بیکاری دارم و با توجه به وقتی که در اختیار دارم برنامه ریزی کنم طوری که نه به کاریم و نه به زندگیم لطمه ای وارد بشه ی مثال میزنم از یک روز فرضی
ساعات 24:00 تا 6 خواب
6 تا 15 کار
15تا 17 ناهار و استراحت
17 تا 18 آزاد
18تا 19 آزاد
19 تا 20 آزاد
20 تا 21 شام
21 تا 22 آزاد
22 تا 23 آزاد
23 تا 24 آزاد
خب با توجه به 6 ساعت آزاد من میتونم برنامه ریزی خودم رو انجام بدم من نباید از خودم انتظار داشته باشم تمام 6 ساعت رو مطالعه بکنم و باید از کم شروع کنم تا توانایی خودم توی زمینه مطالعه دستم بیاد
و اینجوری مشخص میکنید در روز چقدر وقت دارید و در هفته چقدر هیچ وقت به این فکر نکنید که زمان رفت تموم شد چه بسا شما با ی برنامه ریزی لاک پشتی اما پیوسته و منظم موفق تر از ی برنامه پر از استرس و بی نظم ی آدم باشین
و هیچ وقت به توانایی های خودتون شک نداشته باشین من یکی به توانایی تک تک آدما ایمان دارم بچه ها فعلا برا امشب کافیه سعی می کنم هر روز ی مطلب بزارم که شاید به درد کسی بخوره و بتونه به کسی کمک کنه
خدایا تو ظرفیته منو میدونی بیشتر از توانم امتحانم نکنRose

#25
ممنون عزیز
#26
Smile 
یه سلام گرم ب شما دوستای عزیزم

تقریبا بعد از دو ماه اومدم سایت رو چک کردم

از شروع دوباره فعالیت شما خییییییلی شاد شدم

سالم و شاد باشین
*شما قادر به دیدن لینک ها نیستید ثبت نام کنید یا وارد حساب خود شوید تا بتوانید لینک ها را ببینید*
#27
من الان کشف کردم که چرا من شکل نداشتم الان شکلارو دارم ولی نمیدونم چرا نمیتونم درج کنم ... مسئولین رسیدگی کنن لطفا
اصلا هم با خودتون نگین همه مشکلاتش حل شده فقط دردش اینه که نمیتونه شکلارو اینجا بزنه... شما خودتونو بزارین جای من نمیتونم احساساتمو نشون بدم از طرفی وقتی نتونم احساساتمو نشون بدم پستهام اونجوری که من میخوام نمیشه ،اون لحظه ای که اینجام اونجوری که باید بهم خوش نمیگذره

از گفتن این جمله ها ی منظوری داشتم وقتی دارین درس میخونین سعی کنین در اون لحظه فقط به اون مطلب فک کنین و تمام کارایی که لازمه برای اینکه اون لحظه توی درس خوندن بهتون خوش بگذره انجام بدین
همین مسائل کوچیکی که ما بهشون توجه نمیکنیم از لذت بردنه ما کم می کنه و بازدهی رو توی درس پایین میاره
و موقع درس خودندن به گذشته و آینده فکر نکینن همون لحظه همون کتاب رو فقط ببینین
خدایا تو ظرفیته منو میدونی بیشتر از توانم امتحانم نکنRose

#28
سلام
مرسی عزیزم از اینکه اینقد روحی میدید.خیلی روحیه گرفتم شراره جون.شاد و موفق باشی عزیز
[عکس: 2372088pcs5bev0za.gif]

هر کجا لرزیدی..از سفر ترسیدی...
فقط آهسته بگو:
" من خـــــــدا را دارم"
[عکس: 2372088pcs5bev0za.gif]
#29
ی سلااااااااام گرم به همه دوستای خوبم
مرسی مهسا جان ،امیدوارم همه کسایی که تو زندگیشون دارن به نوعی تلاش می کنن موفق و پر از انرژی باشن

امروز ی اتفاق جالب برام پیش اومد، ی انار چند روزی گوشه اتاقم بود که هر از گاهی بهش نگاه میکردم ولی هیچ تمایلی نداشتم که بخورمش اونم قیافش ی شکلی بود که انگار دوس نداشت کسی طرفش بیاد خلااااااااااصه (ما این قضیه شکلکا برامون برطرف نشد که نشد)
امروز یعنی چند مین پیش یهو تصمیم گرفتم برا خوردنش دس به کار شم اصلا هم دلتون هوای انار نکنه (الان میگم چرا) انارو با چاقو دو نصف کردیم اولا انار ظاهر جالبی نداشت با خودم گفتم شاید خوشمزه باشه شروع کردم به خوردن دیدم نه بابا انار خوشمزه هم نیست اصلا اون انرژیو طعمی که ی انار باید بدرو نمیده (حالا خودتون احساس منو درک کنید دیگه)ولی نمیدونم چه انگیزه ای پشت این کار بود که من این انارو تا آخر خوردم
آخرش میدونید چه اتفاقی افتاد !!! خوردن این انار منو به فکر برد
با خودم گفتم چرا میدونم بدمزست هیچ ارزشیم نداره ولی ادامه دادم ،ی ذره که دقت کردم دیدم من اصلا در طوله خوردن انار متوجه نبودم چون فکر ی جای دیگه بود اولش متوجه غیرعادی بودن شدم ولی در ادامه چون حواسم جای دیگه بود زیاد درک نمیکردم

میدونید توی زندگی روز مره هم پیش میاد همین درس خوندن چند حالت داره وقتی ی کتاب دستمونه و متوجه ایم که این ما رو به جایی نمیرسونه چرا اینقد مصریم برا حروم کردن وقت و انرژی!!! چرا کتابایی رو دستمون نمیگیریم که هر صفحش انگیزه خوندن صفحه بعده نگین همچین کتابی وجود نداره... وجود داره ولی ما اصولا ترجیح میدیم پیگیر نباشیم

یا ی مورد دیگه پیش اومده براتون ی کتابو دستتون بگیرین و تا آخر بخونین آخرش چیزه زیادی متوجه نشین؟؟؟ آره خیلی
چون ما در لحظه زندگی نمیکنیم یا در گذشته یا در آینده
ی روز داشتم رادیو گوش میکردم ی مطلب جالبی شنیدم که میگفت اگه اجباری مجبور شدین به مهمونی جایی برین(برا ما خیلی پیش میاد اصولا) سعی کنین در همون لحظه زندگی کنین و فقط داخل مهمونی حضور داشته باشین و از فضای اونجا لذت ببرین،از فکر کردن به کارای و درسای عقب افتاده خودداری کنین
فکر کردن تو اون شرایط چه نتیجه ای داره؟؟؟ هیچی چون ما در حال حاضر تو اون مهمونی هستیم و دستمون به جایی بند نیست پس بهتره از اون مهمونی لذت ببریم و اونو پایه ای برا شروع پر انرژِی روزه بعدمون قرار یدیم

چقد این اناره نتیجه اخلاقی داشت !!! پس میشه نتیجه گرفت خوردن این انار برا من چندان بی فایده نبود ها

موفقیت همین نزدیکیاست سعی کنید از زندگی لذت ببریم و در لحظه زندگی کنیم ،سخته ولی شدنیه
خدایا تو ظرفیته منو میدونی بیشتر از توانم امتحانم نکنRose

#30
Wink 
قربونت عزیزم.خیلی مطلبت جالب و شنیدنی بوووووووووووود
امیدوارم همیشه موفق باشی شراره عزیز
[عکس: 2372088pcs5bev0za.gif]

هر کجا لرزیدی..از سفر ترسیدی...
فقط آهسته بگو:
" من خـــــــدا را دارم"
[عکس: 2372088pcs5bev0za.gif]


موضوعات مشابه ...
موضوع
  بررسی سوالات آزمون کارشناسی ارشد انفورماتیک پزشکی سال ۹۶ -۹۷
  فروش کتاب های ارشد انفورماتیک + عکس
  فروش کتب و جزوات دستنویس موسسات ارشد انفورماتیک
Star نتایج اولیه ارشد انفورماتیک پزشکی 94
  فروش کتابهای مدیریت کنکور ارشد انفورماتیک پزشکی با 15% تخفیف
  نمونه سئوالات کنکور کارشناسی ارشد 1394
  مدیریت (ارشد انفورماتیک پزشکی 94)
  اطلاعاتی در زمینه نمرات کنکور کارشناسی ارشد انفورماتیک پزشکی
  ریاضی و آمار( ارشد انفورماتیک ۹۴)
  حل تشریحی ریاضی ارشد انفورماتیک 92-93



کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان